نمی شود که زنان تحصیل کنند، روی استعدادهای آنان سرمایه گذاری شود و سپس مسیر پیشرفت را به روی زنان ببندیم. در جامعهای زندگی میکنیم که هم زنان و هم مردان دوشادوش هم سر کار میروند و در نتیجه باید از زنان شاغلی که فرزند دارند یا قصد فرزندآوری دارند حمایتهای دولتی شود.
ایران جزو چند کشوری است پایینترین دستمزدها را پرداخت میکند، بنابراین تعریف اشتغال، بر اساس آن چه سازمان بین المللی کار میگوید، زیر سوال میرود، بنابراین نمیتوانیم به راحتی به صرف این که شخصی ۲ ساعت در هفته کار کرده و درامد حداقلی دارد، بگوییم شاغل است. در کنار این ها، ما افراد زیادی را داریم که شغلهای آنها ناقص محسوب میشود در حالی که اصلا شغلی ندارند. مسئله واقعی نبودن جمعیت فعال، در کنار آمار اشتباه و شغل ناقص، باعث شده که جمعیت فعال واقعی در ایران مبهم باشد و چون نرخ بیکاری و اشتغال…
با توجه به اینکه در نظام آموزشی ایران برابری جنسیتی وجود دارد و بیش از ۵۰ درصد بیکاران تحصیلکرده زن هستند، تنها یک سوم از جمعیت بیکار را زنان تشکیل میدهند.
طبق گزارشها ۱۸ هزار و ۶۶۷ فرصت شغلی توسط کارفرمایان و کاریابیهای استان تهران در سامانه جست و جوی شغل بارگذاری شده و حدود ۷۳۰۹ نفر کارجو در سامانه ثبتنام و درخواستهای شغلی خود را ارائه کردهاند.
دولت زمانی میتواند مدعی افزایش ظرفیتهای بازار کار باشد که جوانان به راحتی شغل مناسبی در بازار کار پیدا کنند، این در حالیست که هم اکنون اکثریت قشر بیکار کشور را جوانان دانشگاهی تشکیل میدهند. حدود ۴۰ درصد از بیکاران کشور را فارغ التحصیلان دانشگاهی تشکیل میدهند و جوانان و زنان زیادی متقاضی کار هستند، اما بازار کار کشور پذیرای آنان نیست. این مورد به ویژه برای زنان شدیدتر است و هنوز هم بازار کار سنتی کشور، پذیرای حضور گسترده زنان در مشاغل گوناگون نیست.