ترنج

مدیریت

۲۹۲ مطلب

  • در خیلی از محیط‌های کاری، فرهنگ غالب می‌گوید بیشتر مشکلات مربوط به کس دیگری است. در برخی فرهنگ‌ها شاهد بوده‌ایم که برای داوطلب‌شدن به‌منظور حل یک مشکل، مقاومت شدیدی وجود دارد. این عدم‌انگیزه برای حل حتی ساده‌ترین مشکلات در محیط کار، مدیران را ناامید می‌کند و مدیران ناامید به نوبه خود باعث عدم تمایل تیم به برخاستن و حل مشکلات می‌شوند و این چرخه ادامه پیدا می‌کند.

  • حضور بی‌ثمر، اما نمایشی در همه جا، قهرمان بازی، تعریف از خود و بیان پایان‌ناپذیر دستاورد‌های حداقلی، بی‌توجهی به زحمات همکاران و عدم قدردانی به مواقع و دریایی از صفات از این دست، از نشانه‌های مدیران ضعیف، اما پُر سر و صداست که مرتب دژاوو‌های ویران‌گر خلق می‌کنند و تحقیر و عدم اطمینان را در سازمان نهادینه و به داستان روزمره آن سازمان تبدیل می‌کنند.

  • شواهد نشان می‌دهد افرادی که ذهنیت رشد دارند، چالش و استرس را مشابه افرادی که ذهنیت ثابت و بی‌تغییر دارند تجربه می‌کنند، اما در واکنش‌های احساسی خود به این شرایط، تلاش بیشتری می‌کنند، پافشاری بیشتری دارند و به‌دنبال یادگیری از تجربیات خود هستند.

  • هر ۶ تا ۱۲ ماه کسب‌وکار یا شرکت خود را بازنگری کنید. ابتدا به عوامل بیرونی کسب‌وکار، مانند روند‌ها و شرایط بازار توجه کنید. سپس، به بازنگری استراتژی‌های شرکت، ارزیابی برنامه کنونی کسب‌وکار و انطباق آن با این عوامل بیرونی اقدام کنید. در نهایت، رویه‌های عملیاتی در واحد‌های مختلف منابع انسانی، فناوری اطلاعات، بازاریابی، تدارکات، مدیریت مالی و رهبری سازمانی را ارزشیابی کنید.

  • شرکت‌هایی که می‌توانند در امواج متلاطم امروز و فردا زنده بمانند، آن‌هایی هستند که می‌توانند به سرعت محصولات، خدمات و تجربیات جدیدی برای مشتریان خود بسازند. آن‌ها احساس می‌کنند و می‌سازند، واکنش نشان می‌دهند و رشد می‌کنند و به‌طور همزمان روی بهبود مستمر تمرکز دارند.

  • استاندارد مدیریت پروژه در ابعاد و حوزه‌های جدید، در حال توسعه است و موسسه PMI به‌عنوان مرجع اصلی مدیریت پروژه در دنیا نیز تغییرات زیادی را در دستور استاندارد جدید خود یا PMBOK ۷ قرار داده است. این موسسه در ابتدای سال‌۲۰۲۰ نسخه پیش‌نویس استاندارد PMBOK ۷ خود را با تغییرات بنیادی و از صفر (درست مانند اینکه یک کتاب را بخواهیم از نو بنویسیم) توسط تیمی از خبرگان و متخصصان مدیریت پروژه، به جامعه جهانی مدیریت پروژه ارائه کرد.

  • استراتژی‌های پنج ساله برای پرداختن به چالش‌هایی که در مسیر بروز می‌کنند، کافی نیستند. داشتن نگاه بلندمدت همچنان یک اولویت است، اما باید برای تغییرات و اختلالات محیط در دوره‌های کوتاه‌تر هم آماده باشیم. اگر با چالش‌های کوتاه‌مدت مواجه نشوید، در بلندمدت نمی‌توانید بقا یابید. این سخن به معنای اهمیت آگاهی نسبت به اتفاقات محیط و سرمایه‌گذاری در افزایش آمادگی کارکنان برای تغییرات است.

  • یک رهبر سازمانی عالی غالب اوقات خود را صرف شناخت و تجزیه و تحلیل مسائل حوزه کسب‌وکار خویش می‌کند، متناسب با زمان نسبت به ارتقا و گسترش مهارت‌های خود عمل کرده و به‌صورت مستمر در حال یادگیری است و در هیچ مرحله‌ای وانمود نمی‌کند که در همه امور تخصص دارد و برعکس به‌گونه‌ای عمل می‌کند که دیگران بدانند افراد ماهر و با دانش و تجربه گرداگرد وی فعالیت دارند.

  • رسیدن به تفکر استراتژیک یک سفر است که بسیاری از افراد در رسیدن به مقصد آن شکست خواهند خورد. با تکیه بر تحقیقات موجود حتی ۹۰درصد مدیران فاقد آن هستند و موانعی مانند درگیری‌های روزانه بیش از حد، خطا‌های شناختی، نداشتن ذهن باز و گروه‌اندیشی می‌توانند رسیدن به آن را سخت‌تر کنند.

  • مارک اصلا به‌کار تیمی و تقویت روحیه تیمی بین کارکنان اعتقادی نداشت و معتقد بود کار‌ها باید بر اساس وظایف کاری دیکته‌شده و بدون، چون و چرا انجام شوند و نوآوری و خلاقیت در کار برای او بی‌معنی و تا حدی یاغی‌گری محسوب می‌شد. در نتیجه طی چند ماه که از دوران مدیریت مارک بر شرکت گذشت اکثر کارکنان شرکت از جمله خود من به این نتیجه رسیدیم که دیگر نباید در آن محیط کاری نامطلوب و ناراحت‌کننده باقی بمانیم.

تبلیغات