امين گلريز، وكيل پايه يك دادگستري و قاضي سابق تهران: اولويت درخواست براي قصاص با شاكي اول يا اولياي دم مقتول اول است.
۲۲۷ مطلب
امين گلريز، وكيل پايه يك دادگستري و قاضي سابق تهران: اولويت درخواست براي قصاص با شاكي اول يا اولياي دم مقتول اول است.
انگار تبعات بعد از قتل را نتوانسته باشد تحمل کند، به هرحال عذاب وجدان کم چیزی نیست. قاتل هم که باشی شاید تحمل خونی که ریختهای را نداشته باشی و وقتی نزدیک به بازداشت میشوی تنها راه را برداشتن خودت از میان میبینی. تحمل قصاص و چوبه دار سخت است. این پرونده برای قاتلانی است که بعد از وقوع قتل خودکشی کردهاند.
بیست و ششم آبان گذشته نزاعی دسته جمعی در یکی از روستاهای اطراف شهرستان درگز رخ داد که طی آن چند جوان با انگیزهای نامعلوم به مشاجره پرداختند، اما لحظاتی بعد مشاجره لفظی آنان به چاقوکشی انجامید.
رتبه ۱۹۳ کنکور سراسری که از بچگی عاشق مار بوده، جزئیات قتل مرد جوانی را برملا کرد که با سرنگ حاوی سم مار، او را به قتل رسانده بود.
مردی جوان که به بیماری روانی مبتلا است مادرش را کشت و پدرش را مجروح کرد.
روانپزشک و مدرس روانپزشکی جنایی، گفت: علم روانپزشکی، هنوز نمیتواند ارتکاب قتل سریالی را یک آسیب روانی یا اختلال شخصیتی بداند، بنابراین، نمیتوان گفت که قاتلان سریالی، بیمارانی هستند که درمان پذیر و قابل بهبود و شایسته بازگشت به جامعهاند.
روز حادثه به شرکت رفتم تا وکیل شان را ببینم و کارش را تمام کنم. به همین خاطر به سمت اولین کیوسک نگهبانی رفتم، به محض اینکه نگهبان در را باز کرد به سر او شلیک کردم. سپس سراغ دومین کیوسک رفتم و دو نفر را که بعداً فهمیدم پدر و پسر بودند کشتم و اسپری و شوکر آنها را برداشتم.
مرد جوان پس از قتل زنش برای کشتن مرد غریبه به میدان شوش رفته بود که پس از چاقو چاقو کردن مرد جوان دستگیر شد.
رئیس پلیس فتای تهران بزرگ با اشاره به انجام بازجویی از متهم دستگیر شده، گفت: این فرد که خود را قاتل سریالی معرفی کرده بود، نه تنها سابقه قتل بلکه حتی یک مورد سابقه درگیری نیز نداشت. او در جریان بازجوییها اعتراف کرد که با استفاده از تصاویر آرشیوی موتورهای جستجو دست به تهدید و اخاذی از شهروندان زده و قصد داشته تا از این طریق پول خوبی به دست بیاورد.
یک منبع آگاه گفت: «کلثوم را وقتی مامورا به روستا آوردهاند، بچههای شوهر دوم او را تهدید میکردند که تو را میکشیم. از او میپرسیدند چرا پدر ما را کشتهای؟! او هم میگفت آره! من کشتم. یادتان است روزهایی را که من را کتک میزدید؟ من هم الکل قرمز در دهان پدرتان ریختم و با بالش او را خفه کردم!»