ترنج

قصاص

۶۲۳ مطلب

  • این یازدهمین محکوم به قصاص است که امسال با گذشت خانواده مقتول و پادرمیانی شورای حل اختلاف فرصت دوباره برای زندگی و جبران اشتباهات یافته است.

  • متهم در توضیح آنچه اتفاق افتاده بود، گفت: به محض اینکه پیرزن به داخل حیاط خانه‌اش برگشت، پشت‌سر او به حیاط رفتم، اما او من را دید و فحاشی کرد. آن زن من را به بیرون از خانه هل داد که روی زمین افتادم. همان موقع چاقوی ۲۰‌سانتی‌متری را دیدم که روی زمین افتاده بود. چاقو را برداشتم. پیرزن می‌خواست هر طور شده چاقو را از دستم بگیرد. تیغه چاقو در دستان او بود که چاقو را کشیدم و دستش برید. پیرزن فریاد کشید و به سمت حمام خانه‌اش فرار کرد. من همان لحظه او را تعقیب کردم و مقابل در حمام چهار یا پنج ضربه به…

  • جوان ۴۳ ساله‌ای که ۹ سال قبل در پی نزاع بر سر ناخالصی مواد مخدر، دو نفر را با ضربات چاقو به قتل رسانده بود، در زندان مرکزی مشهد قصاص شد.

  • پدر قاتل بعد از وقوع این جنایت هولناک گفت: «فقط با قصاص پسرم آرام می‌گیرم!» این مرد ۵۶ ساله که از وقوع چنین جنایت هولناکی بسیار متاثر بود افزود: پسرم را به دلیل خلافکاری هایش و بعد از بروز اختلافات خانوادگی بین او و خانواده همسرش، طرد کردم در حالی که من و خانواده خودش را نیز تهدید می‌کرد!

  • متهم درباره شب حادثه گفت: سیامک در خانه‌اش میهمانی داشت و من این را می‌دانستم. می‌خواستم او را بترسانم و جلوی دوستانش تحقیرش کنم تا دیگر نتواند من را تهدید کند. وقتی در خانه را باز کرد، من با سلاح سراغش رفتم و گفتم جلوی دوستانت می‌گویم اگر پولم را ندهی، تو را می‌کشم و به زور پولم را می‌گیرم.

  • من با شوهرم اختلاف دارم و به من ابراز علاقه می‌کرد. همین موضوع باعث شد رابطه‌ای بین من و سعید شروع شود. او از من می‌خواست از بیژن جدا شوم. من دو فرزند داشتم و جدایی از شوهرم خیلی برایم سخت بود؛ تا اینکه یک روز سعید از من پرسید شوهرم کجاست...

  • با تلاش اعضای شورای حل اختلاف، قضات، معتمدین محلی و بخشش و بزرگی خانواده مقتول، یک محکوم به قصاص پس از 9 سال حبس از زندان آزاد شد.

  • من سه بار ازدواج کرده‌ام و مهشید همسر سومم بود. روز حادثه به خانه دخترم که از ازدواج دومم بود رفتم. مهشید از این کار من عصبانی شد و وقتی به خانه برگشتم با من دعوا کرد و گفت میان او و دخترم باید یک نفر را انتخاب کنم. این‌طور بود که جر و بحث بین ما شروع شد و دقایقی ادامه داشت، اما چون نمی‌خواستم دعوا طولانی شود، در نهایت عذرخواهی کردم تا همه‌چیز تمام شود، اما مهشید نه‌تن‌ها سکوت نکرد...

  • ما برای رضایت به سراغ مادر مقتول رفتیم؛ اما او می‌گوید باید صبر کنیم تا فرزندش به خوابش بیاید و بعد تصمیم بگیرد و شرط رضایت را آمدن فرزندش به خوابش عنوان کرده است و نمی‌دانیم حالا باید چه کنیم.

  • با توجه به وجود عاطفه شدید پدر نسبت به فرزند، اصل قضایی در این مورد عدم وجود عمد است. افزون آنکه همواره فرزند مشمول تأدیب پدر است. پدر تلاش می‌کند که فرزندش را تأدیب کند و امکان عادی این مطلب وجود دارد که در حال غضب دستش به خطا برود و منجر به قتل وی شود و لذا مادام که احتمال عدم وجود قصد قتل، جدّی است، قصاص جاری نمی‌گردد و قتل، شبه عمد و یا خطا تلقی می‌شود. اما در مواردی که نحوه انجام قتل بر وجود قصد و پیش‌بینی قبلی و سبق تصمیم دلالت دارد، قصاص جاری می‌گردد.

تبلیغات