به دلیل ممانعت از انجام اعتراضات قانونی در ایران همه اعتراضات از این ظرفیت برخوردار میشوند که به اعتراضات سیاسی با شعارهای کلان و براندازانه بدل شوند.
۹۳۵ مطلب
به دلیل ممانعت از انجام اعتراضات قانونی در ایران همه اعتراضات از این ظرفیت برخوردار میشوند که به اعتراضات سیاسی با شعارهای کلان و براندازانه بدل شوند.
مرز میان اعتراض و اغتشاش نه با تکرار واژهها در رسانههای رسمی، بلکه با اعتمادسازی، شفافیت حقوقی و تغییر رویکرد حکمرانی ترسیم میشود. «اعتماد» از جزییات این موضوع گزارش میدهد
باید با مردم صادق بود؛ ولی نه در موضوعات محدود. تاکید بر بخشی از حقیقت و نادیده گرفتن بخشهای دیگر از صداقت به دور است. کمال صداقت در دروغ نگفتن نیست، دروغ نگفتن جزئی از صداقت است. صداقت یعنی دروغ نگوییم، بهعلاوه همه حقیقت را بگوییم. اگر اینگونه به صداقت نگاه کنیم، انتظار میرود که آقای پزشکیان حقایقی که به سیاستهای رسمی در رفع تحریم ایران مربوط است را هم بگویند.
اگر توان کشیدن افسار گسیخته دلار را ندارید با مردم حرف بزنید. اصلاً وزیر و وکیل جمع شوید و بین معترضان بروید. دل به دل شکستهشان دهید. قدر این مردم را نه در مقام حرف که در عمل بدانید. نمیدانم چه کاری میخواهید بکنید اما جان عزیزتان حواستان به بچهها باشد. این روزها میگذرد اما این بچهها قرار است آینده ایران را بسازند.
مسعود فراستی خطاب به دولت: معلوم هست چه میکنید؟ مسئول رشد شعارها علیه نظام شمایید! به فکر اصلاح باشید نه وعده کالابرگ!
نقطه آغاز اعتراضات نوسان دلار بوده که پس از جنگ ۱۲ روزه احساس میشود و ذهن همه را درگیر کرده و همه نگران هستند که دوباره قلمی از سفرهشان کم شود، یا وضعیت وخیمتری پیدا کنند، یا جنگ شود و با بیبرقی و بیآبی روبهرو شوند و تمام منابع از دست برود.
شاید در جوامع پیشرفته، نهادهای مدنی با پشتوانه اجتماعی خود، نهادهای قدرت را به چالش بکشند، اما جامعهشناسان و اساتید علوم سیاسی بر این باورند که فعالیت این نهادها باعث پویایی جامعه و زنده ماندن این امید میشود که در دل سازوکارها و چارچوبهای موجود نیز میتوان تغییرات لازم را ایجاد کرد و به مطالبات پاسخ داد.
حمیدرضا جلاییپور، استاد جامعهشناسی سیاسی میگوید در ایران شکافهای زیادی وجود دارد و این شکافها غیرقابل کتمان است و تا کشور در مسیر توسعه قرار نگیرد، این شکافها پرنخواهد شد.
حمایت از اقشار آسیبپذیر باید هدفمند، قابل رصد و مبتنی بر داده باشد تا منابع محدود بهدرستی تخصیص یابد و به رانت و اتلاف منجر نشود. در جمعبندی باید گفت اعتراضات معیشتی اخیر، زنگ خطری جدی برای اقتصاد کشور است. این اعتراضات نشان میدهد جامعه به نقطهای رسیده که دیگر وعدههای کلی و اقدامات نمایشی پاسخگو نیست.
آنچه میتواند زمینه اعتراض مردم ایران باشد، همان میل به زندگی با منطق مدرن و نوگراست که ریشه در زیست اجتماعی دارد. با در نظر گرفتن چنین منطقی، شاید اعتراضات را با توزیع کالابرگ بتوانیم به تعویق بیندازیم ولی این اعتراضات، تمام نمیشود.