زن جوان میگوید به خاطر بچهها همکاری میکردم که پول داشته باشم.
۲۱۲۸ مطلب
زن جوان میگوید به خاطر بچهها همکاری میکردم که پول داشته باشم.
آقای بازیگر گفت: قرار شد برای شروع ۵ هزار دلار برای سرمایهگذاری به جمشید بدهم و او وعده داد که بهزودی این مبلغ دوبرابر خواهد شد. من هم ۵ هزار دلار تهیه کردم و روز حادثه با جمشید در رستورانی واقع در شمال پایتخت قرار گذاشتم. آن روز با دوستانم سر قرار رفتم، اما هرچه منتظر نشستم خبری از جمشید نشد تا اینکه نیم ساعت بعد به من زنگ زد و گفت در ترافیک گرفتار شده است. او محل قرار را تغییر داد. قصد او این بوده که من تنها در محل قرار با او حاضر شوم تا نقشهاش را عملی کند.
یکی از متهمان میگوید: اصلا تصورش را هم نمیکردیم که دستگیر شویم. وقتی بعد از سرقت توانستیم از ایران خارج شویم، فکر میکردیم که به هدفمان رسیدهایم. میخواستیم در ترکیه تفریح کنیم. حتی قصد داشتیم بعد از ۱۰ روز به ایران بازگردیم و بقیه پولها را با خود ببریم، اما حتی یک درصد هم فکر نمیکردیم به این زودی شناسایی شویم.
با شکایت مرد برجساز، تیمی از ماموران آگاهی تهران به دستور بازپرس دادسرای ویژه سرقت وارد عمل شدند و با حضور در محل سرقت در شمال تهران تحقیقات را آغاز کردند. پس از بررسی دوربینهای مداربسته مشخص شد که دزدان، ۲ مرد بودند که صورت خود را با نقاب پوشانده و کلاهی بر سرشان داشتند. دزدان نقابدار به راحتی و با در اختیار داشتن کلید وارد ساختمان شده و توانسته بودند نقشه سرقت را عملی کنند.
پلیس به سراغ عروس خانواده رفت و او را دستگیر کرد. این زن نیز تحت بازجویی قرار گرفت و در نهایت به سرقت از خانه پدرشوهرش اعتراف کرد. او کینه از پدرشوهرش را انگیزه خود از این سرقت اعلام کرد. همچنین با اطلاعاتی که این زن در اختیار تیم تحقیق قرار داد، دو سارق اجیرشده نیز شناسایی و دستگیر شدند. در نهایت با قرار قانونی هر ٣مجرم در اختیار ماموران اداره آگاهی تهران قرار گرفتند.
معمولاً نام سرقت اذهان را به سمت طلا، جواهر، تلفن همراه، کامپیوتر و مواردی از این دست میبرد، اما برخی سرقتها هم اتفاق میدهند که عجیب و در عین حال گرانقیمت هستند و باور آنها سخت است.
حکایت سارقی که ماشین سردار رادان را دزیده بود را در این ویدیو ببینید. سردار رادان امروز با حکم رهبر انقلاب فرمانده فراجا شد.
یک سارق با وجود نداشتن یک پا توانست یک موتورسیکلت را سرقت کند. وی که سوار بر دوچرخه بود در تاریکی شب به موتورسیکلت پارک شده در خیابان نزدیک شده و پس از بررسی آن دوچرخه خود را در گوشهای قرار داد و سوار بر موتورسیکلت شده و متواری شد.
با توجه به شیوه و شگرد زن جوان، مشخص شد که شقایق، همان سارق سریالی زنان و مردان کهنسال است. با این احتمال، شکات با شقایق مواجهه حضوری شدند و زمانی که از سوی آنها شناسایی شد، زن سارق به سرقتهای سریالیاش اعتراف کرد.