نان فریلنسرها چگونه بریده شد؟
سقوط ۹۶ درصدی پروژهها در روزهای نخست قطع اینترنت عددی ساده نیست؛ نشانه بریده شدن نان هزاران میلیونها فریلنسری است که کارشان به اینترنت گره خورده. اما مساله فقط اینترنت هم نیست!
فرارو- هیچکس نمیداند دقیقا چند نفر از ایرانیان به شکل فریلنسری کار میکنند. اما حجم پروژهها تنها در یک پلتفرم فریلنسینگ در روزهای اول قطع اینترنت تا ۹۶ درصد کاهش یافت و این روند تا به امروز به شکل کاهشی ادامه داشته.
به گزارش فرارو، این روزها به جمع بیکاران ایران، افرادی که خود را به آب و آتش زده بودند تا به شکل فریلنسری کار کنند نیز اضافه شدهاند. کسانی که نه سرمایهای برای شروع کاری جدید دارند و نه فضای استخدام در شرکتهای خصوصی ایران؛ زیرا فرازونشیبهای اقتصادی، از جنگ ۱۲ روزه تا امروز، مانع گسترش پروژهها و در نتیجه حتی باعث تعدیل نیرو شده است.
بنابراین محدودیت یا قطعی اینترنت بیش از هر شهروند دیگری، افراد وابسته به فریلنسینگ را تحت تاثیر قرار میدهد؛ کسانی که امرار معاششان مستقیما به اینترنت گره خورده و در نبود قوانین و آمار شفاف، به خودی خود در سایه ترس فعالیت میکردند.
در این نقطه باید پرسید: چه نیازی به فریلنسینگ وجود دارد؟ چرا موانع برای فریلنسر بودن در ایران بسیار زیاد است؟ و در نهایت، این موانع چه آسیبهایی به این قشر از جامعه وارد میکند؟
اصلا چرا فریلنسر شدیم؟
اطلاعات موجود حاکی از فعالیت اقتصادی میلیونها ایرانی به شکل فریلنسری است؛ حسین اسماعیلی، فعال اقتصادی، از حدود یکمیلیون و ۵۰۰ هزار فریلنسر متخصص در یک پلتفرم یاد کرده است. اما چه عواملی باعث رویآوردن مردم به فریلنسری شد؟
در درجه اول، سایه بلند کرونا نقش تعیینکنندهای داشت. حضور بیش از دو ساله این ویروس سبک زندگی افراد را تغییر داد و روزهای ماندن در خانه سبب شد نه تنها در ایران، بلکه در سطح جهان، برنامهها و بسترهای متنوعی برای کار از منزل فراهم شود و این روند در ایران نیز گسترش یافت. با این حال، برخی از فریلنسرها از ۱۰ تا ۱۵ سال گذشته آموزش دیده بودند و اکنون با وجود تجربه بالا، تنها راه ادامه فعالیت خود را مهاجرت میدانند.
در درجه دوم، رابطه نرخ بیکاری با افزایش تمایل به فریلنسری اهمیت دارد. این موضوع همزمان با افزایش رغبت به یافتن شغل غیررسمی رخ میدهد. آمارها نشان میدهند که ۳۹ میلیون و ۳۰۰ هزار نفر در جمعیت غیرفعال اقتصادی قرار دارند؛ افرادی که نه تنها شاغل نیستند، بلکه تمایلی به کار نیز ندارند. نرخ بیکاری پاییز ۱۴۰۴ نیز ۷.۸ درصد ثبت شده است؛ این یعنی افرادی که آماده کار هستند اما شغلی پیدا نمیکنند، در صورت یافتن فرصت فریلنسری به آن روی خواهند آورد. همچنین، ممکن است بخش قابل توجهی از این جمعیت، پیشتر فریلنسر بوده و اکنون شغل خود را از دست داده باشند. حتی با بازگشت محدود و پر اختلال اینترنت، فعالیتهای فریلنسری به تنها ۲۰ تا ۳۰ درصد میانگین ماه قبل رسیده است.
در درجه سوم، فشارهای معیشتی نیز نقش برجستهای دارند. گزارشها نشان میدهند که ۳۷ تا ۳۸ درصد فریلنسرها از مناطق کمبرخوردار هستند. برخی از این افراد به صورت ثابت بر این شغل متمرکزند و از دست رفتن موقعیت فریلنسری به معنای از دست رفتن درآمدشان است؛ گروه دیگری نیز به دلیل فشارهای اقتصادی، فریلنسری را به عنوان شغل دوم خود انتخاب میکنند.
در درجه چهارم، تمایل به درآمد دلاری عامل مهمی است. بخش قابل توجهی از مردم بر این باورند که درآمدشان ریالی است اما هزینههایشان دلاری؛ بنابراین به سراغ فریلنسری میروند تا از شرکتهای خارجی درآمد دلاری دریافت کنند. بررسیها نشان میدهند که درآمد این افراد بین ۱ تا ۱۰۰ دلار به ازای هر ساعت متغیر است و بسته به مهارت و سابقه، ممکن است بالاتر هم باشد.
هفت خان رستم برای فریلنسرها
با وجود عوامل متعددی که احساس نیاز به شغل فریلنسری در ایران را افزایش داده، زیرساختهای لازم برای این نوع فعالیت هنوز فراهم نیست و به همین دلیل درآمد فریلنسرها بر زمینی لرزان قرار دارد. از این رو میتوان گفت فریلنسر بودن در ایران عبور از هفت خان رستم است:
خان اول اینترنت است: برای درک این مساله کافی است به قطعی ۲۰ روزه اینترنت در ایران پس از ۱۸ و ۱۹ دی اشاره کرد؛ روزهایی که نتبلاکس اعلام کرد ترافیک اینترنت شبیه به فردی بدون علائم حیاتی، به خطی صاف تبدیل شده است. این روزها برای فریلنسرها بیش از هر چیز شبیه به کابوس بود. اکنون نیز با وجود وصل شدن اینترنت، اختلالها همچنان ادامه دارد و بسیاری از فریلنسرها نمیدانند پروژه جدیدی بپذیرند یا نه، زیرا اتصال آنها به اینترنت به نازکی یک تار مو وابسته است. در این میان هیچ نهادی هنگام قطعی یا اختلال اینترنت، تمهیدات ویژهای برای فریلنسرها در نظر نگرفته است. در دوران قطعی ۲۰ روزه نیز تنها ۸ شرکت دارای مجوز استارلینک و چند رسانه مورد تایید حکومت به اینترنت دسترسی داشتند.
خان دوم نبود قوانین حمایتی است: فریلنسرها فاقد چارچوب قانونی مشخص برای حقوق، بیمه و حمایتهای مالی هستند. در بسیاری از کشورها این گروه از قرارداد رسمی، حقوق مشخص و حمایت صنفی برخوردارند، اما در ایران این شغل عملا به رسمیت شناخته نشده است. هرچند در سال ۱۴۰۱ آییننامه حمایت از فریلنسرها تصویب شد و طبق ماده هشتم آن وزارت ارتباطات موظف به تامین اینترنت پایدار برای افراد اعتبارسنجیشده شد. همچنین در آذر ۱۴۰۴ با انتشار دستورالعمل «نظارت و اعتبارسنجی پایگاه آزادکاران» سازوکارهایی برای ثبت، رتبهبندی، قرارداد و بیمه پروژهای پیشبینی شد، اما اجرای عملی آن همچنان در مراحل ابتدایی قرار دارد.
خان سوم محدودیت دسترسی به درآمد دلاری است: تحریمها و محدودیتهای بانکی دسترسی به درآمدهای بینالمللی و تبدیل آن به ریال را دشوار و پرهزینه کرده است. ارتباط با واسطهها نیز نگرانیهایی درباره شناسایی درآمد و پیامدهای مالیاتی ایجاد میکند.
خان چهارم اختلال در پلتفرمها و خدمات بینالمللی است: محدودیتها و فیلترینگ دسترسی به پلتفرمها و ابزارهای جهانی فریلنسینگ را دشوار کرده و برخی کاربران هنگام مراجعه به سایتهای تخصصی با پیام «این خدمت در منطقه شما در دسترس نیست» مواجه میشوند.
خان پنجم بیثباتی درآمدی است: فریلنسری در ایران شباهت زیادی به مشاغل آزاد دارد؛ یک روز پروژه وجود دارد و روز دیگر نه، و در نبود کار، درآمد نیز متوقف میشود. یکی از فریلنسرها به فرارو میگوید: «درآمد ثابتی وجود ندارد؛ یک ماه ثروتمندی یک ماه فقیر. ولی گاهی که به پدر کارمندم نگاه میکنم که مدام هشتش گرو نهش است از فریلنسری لذت میبرم.»
خان ششم رقابت شدید است: با افزایش تعداد فریلنسرها، رقابت برای جذب پروژهها شدیدتر شده و افراد ناچارند برای بقا، هویت حرفهای و برند شخصی خود را تقویت کنند. با این وجود یکی از فریلنسرها به فرارو میگوید: «میدان رقابتی موجود سبب شدم خودم را بالا بکشم. الان صاحب برندم و گاهی برای گرفتن زمان از من سر و دست میشکانند. درواقع این فضا باعث رشدم شد. فضایی که هرگز در فضای شرکتهای خصوصی ایران پیدا نمیشد. فضاهای رسمی هم که تکلیفشان مشخص است.»
خان هفتم عدم امنیت شغلی از سوی شرکتهاست: فرازونشیبهای اجتماعی و محدودیتهای ارتباطی، اعتماد میان کارفرما و فریلنسر ایرانی را تضعیف میکند. برای مثال در دوران قطعی کامل اینترنت، عدم دسترسی به پلتفرمهای میتینگ آنلاین باعث قطع همکاری برخی شرکتها با فریلنسرهای ایرانی شد. در نتیجه، گروهی از فعالان این حوزه تصمیم به مهاجرت گرفتند. حسین اسماعیلی، فعال اقتصادی، در اینباره میگوید: «شخصا حدود ۴۰ تا ۵۰ فریلنسر حرفهای را میشناسم که بهصورت گروهی به ترکیه مهاجرت کردهاند، یک ساختمان بزرگ اجاره کردهاند و از همان ابتدای این اتفاقات دیگر هیچ پروژهای در سایت ما انجام ندادهاند. عملا تصمیمشان را گرفتهاند و بعید میدانم در چند ماه آینده بازگشتی داشته باشند.»
فرض کنید فریلنسرینگی وجود ندارد...
پیامدهای از بین رفتن فریلنسرینگ به عنوان تنها امید قشری از جامعه صرفا اقتصادی نیست و به سطوح عمیقتری از آسیبهای اجتماعی تسری مییابد.
ناپایداری مزمن درآمد، تعلیق مکرر پروژهها و نااطمینانی نسبت به آینده شغلی، زمینهساز فرسودگی روانی، اضطراب مزمن و افسردگی در میان فریلنسرها میشود؛ بهویژه در شرایطی که این گروه عمدتا فاقد بیمه بیکاری و حمایتهای حداقلی هستند و قطع یا اختلال اینترنت میتواند بهصورت ناگهانی معیشت آنان را متوقف کند.
افت فعالیتها به ۲۰ تا ۳۰ درصد میانگین ماه قبل و تجربه شوکهایی مانند کاهش ۹۶ درصدی پروژهها، نهفقط کاهش درآمد بلکه احساس بیقدرتی و بیثباتی هویتی را تقویت میکند؛ احساسی که با انزوای کاری کار از راه دور و محدودیت دسترسی به شبکههای حرفهای تشدید میشود.
در سطح کلانتر، تداوم این وضعیت به تضعیف سرمایههای اجتماعی و انسانی میانجامد. وقتی اعتماد میان فریلنسر و کارفرمای خارجی بهواسطه اختلالهای ارتباطی و ریسکهای نهادی آسیب میبیند، پیوندهای حرفهای پایدار شکل نمیگیرد و شبکههای اعتماد فرومیریزد.
همزمان، فشار برای حفظ امکان کار و دسترسی به درآمد پایدار، میل به مهاجرت را تقویت میکند و به خروج تدریجی نیروهای ماهر میانجامد؛ روندی که با گزارشهای مهاجرت گروهی فریلنسرهای حرفهای همخوان است. برآیند این چرخه، کاهش امید اجتماعی، فرسایش مشارکت حرفهای و از دست رفتن ظرفیتهای اقتصاد دیجیتال است؛ ظرفیتی که میتوانست در شرایط محدودیتهای بازار کار رسمی، بهعنوان سوپاپ اطمینان اشتغال عمل کند اما اکنون خود به کانون آسیبپذیری اجتماعی بدل شده است. از این روست که یکی از فریلنسرها به فرارو میگوید: «نتوانستند شغل ایجاد کنند، خودمان آستینی بالا زدیم و خودمان را از بیپولی و بیکاری نجات دادیم. اما حالا همین آب باریکه را با اختلال روبه رو میکنند.»