ترنج

دونالد ترامپ

۴۴۰۴ مطلب

  • مذاکرات ایران و آمریکا در مسقط در شرایطی حساس و متفاوت از گذشته از سر گرفته شده است؛ جایی که دیپلماسی با تهدید نظامی، فشار اسرائیل و محاسبات راهبردی دولت ترامپ گره خورده است. تهران بر رفع تحریم‌ها و حفظ حق غنی‌سازی تأکید دارد، در حالی که واشنگتن با راهبردی دوگانه، هم مسیر توافق و هم گزینه فشار را حفظ کرده است. شکاف‌های عمیق همچنان پابرجاست، اما ادامه گفت‌وگوها نشان می‌دهد دیپلماسی هنوز گزینه ترجیحی برای جلوگیری از تشدید تقابل محسوب می‌شود.

  • در حالی که مذاکرات تازه میان روسیه و اوکراین با میانجی‌گری آمریکا در ژنو آغاز شده، دونالد ترامپ با افزایش فشارها بر کی‌یف خواستار دستیابی سریع اوکراین به توافق با مسکو شده است.

  • رئیس جمهور آمریکا با اعلام اینکه بطور مستقیم در گفت‌وگوها شرکت خواهد کرد گفت به نظر می رسد ایرانی‌ها خواهان توافق هستند.

  • ژنو بار دیگر به مرکز مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا تبدیل شده است؛ گفت‌وگوهایی که با میانجی‌گری عمان و در سایه تهدیدهای نظامی و فشار سیاسی برگزار می‌شود. ایران بر آمادگی برای توافق «عادلانه» بدون عقب‌نشینی از خطوط قرمز، به‌ویژه حق غنی‌سازی، تأکید دارد، در حالی که آمریکا با هدف مهار برنامه هسته‌ای، سیاست فشار و تهدید را دنبال می‌کند.

  • ایالات متحده در آستانه تصمیمی قرار دارد که می‌تواند به جنگی گسترده با ایران و بی‌ثباتی عمیق منطقه‌ای منجر شود. بنیامین نتانیاهو تلاش می‌کند واشنگتن را به اقدام نظامی سوق دهد، اما تجربه جنگ‌های عراق، ویتنام و لیبی نشان داده مداخلات نظامی پیامدهای فاجعه‌بار و غیرقابل مهاری دارند. جنگ با ایران، با توجه به توان نظامی و موقعیت ژئوپلیتیک این کشور، می‌تواند بحران انسانی، اختلال در بازار انرژی و رکود جهانی ایجاد کند. در مقابل، دیپلماسی مؤثرترین مسیر مهار بحران و جلوگیری از تشدید تنش ارزیابی می‌شود.

  • با بازگشت چهره‌های باسابقه ایرانی مانند علی لاریجانی به مدیریت پرونده هسته‌ای، تهران با حافظه تاریخی قوی وارد مذاکرات شده، در حالی‌که تیم جدید آمریکا فاقد چنین تجربه‌ای است. ترامپ برنامه هسته‌ای ایران را تهدید اصلی می‌داند، اما کشورهای منطقه مانند عربستان، ترکیه و قطر بر اولویت توافق هسته‌ای و پرهیز از جنگ تأکید دارند. این ائتلاف منطقه‌ای با اعمال نفوذ دیپلماتیک تلاش می‌کند مسیر مذاکرات را حفظ کند، مانع تشدید تنش شود و میان آمریکا و اسرائیل توازن راهبردی ایجاد کند.

  • اعزام ناو هواپیمابر «جرالد فورد» و آماده‌باش ارتش آمریکا برای عملیات احتمالی چند‌هفته‌ای علیه ایران، نشان‌دهنده راهبرد دوگانه واشینگتن مبتنی بر «فشار نظامی و دیپلماسی همزمان» است؛ راهبردی که هدف آن افزایش اهرم چانه‌زنی در مذاکرات و مهار توان راهبردی ایران محسوب می‌شود. همزمان، مذاکرات جدید با میانجیگری عمان در ژنو برنامه‌ریزی شده، اما فشار اسرائیل، اختلافات داخلی آمریکا و تردیدهای نظامی، آینده توافق را نامطمئن کرده و احتمال سناریوهای محدود نظامی در صورت شکست دیپلماسی را افزایش داده است.

  • کنفرانس امنیتی مونیخ ۲۰۲۶ به صحنه نمایش شکاف فزاینده میان آمریکا و اروپا تبدیل شد. مارکو روبیو با اطمینان‌بخشی ظاهری، هم‌زمان محدودیت تعهدات واشنگتن و آمادگی اقدام مستقل را هشدار داد. انتقاد از مهاجرت و تمجید از «تمدن اروپایی» واکنش منفی جهانی را برانگیخت. چین موضع تهاجمی گرفت، بریتانیا سیاست موازنه را دنبال کرد و زلنسکی خواستار حمایت بیشتر شد.

  • برخی به این نکته اشاره دارند که شاید ترامپ از این طریق سعی دارد به نوعی هرگونه اقدام آتی خود علیه ایران را مشروعیت‌بخشی کند. تحلیل‌گران می‌گویند وقتی صحبت از مذاکره با ترامپ است، باید فردی را در نظر داشت که هرلحظه امکان دارد فضای بازی را عوض کند و با بمب، اتاق مذاکره را به هوا بفرستد!

  • انتشار تصویر ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» توسط ترامپ، هم‌زمان با تشدید تحرکات نظامی آمریکا در خاورمیانه، پیام بازدارندگی و فشار چندلایه به ایران را مخابره می‌کند. استقرار دو ناو هواپیمابر، تقویت سامانه‌های دفاعی در ۱۱ کشور منطقه و اعزام جنگنده‌ها و ناوشکن‌ها نشان‌دهنده آمادگی هم‌زمان برای گزینه نظامی و حفظ مسیر مذاکره است. کارشناسان این وضعیت را «بازدارندگی قهری» می‌دانند.

تبلیغات