ترنج موبایل
کد خبر: ۹۴۹۳۵۲

اساطیر ایران؛ رستم: حماسی‌ترین اسطوره ایران

اساطیر ایران؛ رستم: حماسی‌ترین اسطوره ایران

رستم، یکی از مهم‌ترین پهلوانان ایرانی است که علاوه‌بر حضور در ساحت اساطیری ایران، وارد فرهنگ اجتماعی مردمان ایران نیز شده است.

فرارو- اساطیر ایران، محلی برای تجلی چهره‌های متفاوت است. تعدادی از این چهره‌ها به‌مرور در فرهنگ ایران‌زمین بدل به نمادهایی انسانی شده‌اند.

به گزارش فرارو، رستم، ازجمله مهم‌ترین چهره‌ها در تاریخ اساطیر ایران است. به‌مرور زمان رستم علاوه‌بر حضور در ساحت اساطیری، به شخصیتی کلیدی در سپهر فرهنگی ایران نیز بدل گشت.

مردمی‌ترین اسطوره ایران

پژوهشگران ادبیات حماسی متفق‌القول‌اند که رستم در شاهنامه مهم‌ترین شخصیت حماسی و تا حدی نماد انسان کامل از نگاه فردوسی است. درعین‌حال، او نه یک شخصیت قدسی و دست‌نیافتنی است و نه یک انسان کاملا عادی؛ بلکه پهلوانی است با قدرت خارق‌العاده، اما با دغدغه‌ها، تردیدها و خطاهای انسانی. رستم درواقع الگوی جسمانی و معنوی ایرانیان است. شخصیتی که رفتار او تمام نگرانی‌های فردی، اجتماعی و انسانی را دربر می‌گیرد. روی‌هم‌‍رفته رستم نه‌تنها یک قهرمان صرفا جنگجو، بلکه آینه‌ای از آرزوها و ارزش‌های جامعه ایرانی است.

رستم در شاهنامه به‌عنوان پشتیبان تاج و تخت معرفی می‌شود و نه خودِ پادشاه. او نگهبان نظم و تمامیت سرزمین است، اما قدرت را برای خود نمی‌خواهد. این ویژگی باعث شده تا برخی از پژوهشگران او را نمونه‌ای از قهرمان خدمت‌گزار بدانند که نقش اصلی‌اش دفاع از میهن و مردم است، نه دستیابی به مقام و سلطنت. در این خوانش، رستم چهره‌ای است که میان قدرت بدنی و تعهد اخلاقی پیوند برقرار می‌کند و مرز میان حماسه و اخلاق را کمرنگ می‌سازد.

آنچه رستم را بدل به چهره‌ای امروزی و دارای ارزش اجتماعی می‌کند، افزون‌بر دلیری و دلاوری او، مسئولیت‌پذیری و خلقیات اوست. علارغم اینکه رستم ازجمله اساطیر ایران است، نه‌تنها خصایص انسانی دارد، بلکه برخوردار از اشتباهاتی کاملا انسانی نیز هست. بااین‌حال تاثیر رستم در سپهر فرهنگی و اجتماعی ایران بسیار بیشتر از تعداد زیادی از اساطیر بی‌گناه ایران‌زمین است.

نام رستم علاوه‌بر شاهنامه در کتب دیگری ازقبیل بانوگشسب‌نامه، جهانگیرنامه، برزونامه، فرامرزنامه و... نیز آمده است. رستم فرزند زال و رودابه است. بنابر یکی از روایت‌هایی که درمورد وی وجود دارد، تبار او از سمت پدر به گرشاسب و جمشید رسیده و از سمت مادر نیز به مرداس و پسر او ضحاک. بااین‌حال تعداد زیادی از صاحب‌نظران نیز این تبارشناسی را مردود دانسته‌اند. به‌هرحال با توجه به روایت نخست درمورد تبار رستم، باید دانست که رستم نیز مانند بسیاری از دیگر اساطیر جهان، به‌نوعی و ازلحاظ تبارشناسی، زاییده نیکی و بدی، به‌شکل توامان است.

بخشی از روایت‌های جانبی موجود در حول‌ محور رستم، داستان زندگی وی را پربارتر کرده‌اند. به‌عنوان مثال، شیوه‌ تولد رستم باعث شد تا بسیاری درباره نام مفهومی مانند «سزارین» دچار شک بشوند. ازآنجاکه گمان می‌رفت که سزار نخستین کسی بوده که به این روش تولد یافته است، نام این عمل را سزارین نهاده‌اند. بااین‌حال رستم نیز یکی از شخصیت‌های مهم در سپهر فرهنگی ایران و جهان است که شیوه تولد وی به‌همین‌شکل بوده است.

همچنین رخش، اسب رستم که افزون‌بر رابطه‌ای که با رستم دارد، تاثیر زیادی در شکل‌گیری چهره پهلوانانه وی داشته است نیز یکی از مهم‌ترین روایت‌های جانبی درمورد رستم به شمار می‌رود. رستم در نبردهای بسیار زیادی حضور داشته و اکثر این نبردها را با موفقیت پشت‌سر گذاشته است. دراین‌بین می‌توان به نبردهایی ازقبیل نبرد با اسفندیار، نبرد با پسرش سهراب، که یکی از تاثیرگذارترین نبردهای اساطیری در تاریخ است، و گذشتن از هفتخان نام برد.

رستم درنهایت به‌همراه برادرش زواره و اسبش رخش، به‌دست شغاد برادر خویش به قتل می‌رسد. مرگ رستم علاوه‌بر اینکه یکی از غم‌انگیزترین لحظات شاهنامه است، این اثر ادبی را وارد جهان دیگری می‌کند. 

ارسال نظرات
خط داغ