چهار سال پس از آغاز جنگ، اروپا چه تغییری کرده است؟
جنگها هرگز طبق نقشه پیش نمیروند
نگاهی به تاریخ جنگها نشان میدهد این بیثباتترین فعالیت انسانی، هرگز طبق پیشبینی پیش نمیرود. جنگ روسیه و اوکراین حتی بیش از مقابله با آلمانیها طول کشیده و همین موضوع برای پوتین که خود را همرده با درخشانترین فرماندهان جنگی روسیه میداند، دردناک است.
چهار سال قبل در فوریه ۲۰۲۲، ولادیمیر پوتین باور داشت جنگیدن با اوکراین به رهبری مردی که او را به دلیل بازیگری در سریالهای تلویزیونی تحقیر میکرد، برای روسها بهسادگی نوشیدن یک لیوان آب باشد. اما ایدهای که در سر رئیس کرملین وجود داشت، عملی نشد. شکست اوکراین کار سادهای نبود و اروپا و آمریکای بایدن بیش از آنچه روسیه فکرش را میکرد به کییف کمک رساندند.
آنچه تصورش دشوار بود
به گزارش شرق، مسکو حتی پس از جنگ سرد و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، خود را از منظر نظامی همپایه قدرتمندترین کشورهای جهان میدید. این ایده تا حد زیادی با توجه به توان جنگافزاری این کشور درست بود. از سوی دیگر، تجربه روسی نشان داده بود پیوستن به یک جنگ میهنی، برای روسها امری مقدس بهحساب میآید و بسیاری از آنها بعید است کرملین را در مقابل کییف تنها بگذارند. تفکر اولیه آن بود که مردمی که در مقابل نازیها سر خم نکردند و با آنها با تمام قوا جنگیدند، بعید است در جنگی با اوکراین از کشورشان دفاع نکنند.
پیشبینیها بهصورت تمام و کمال درست از آب درنیامدند. روسیه قرن بیستویکم و شهروندان این کشور با شوروی قرن بیستم تفاوت آشکاری دارند و سلاحها و توان نظامی این کشور هم که تا پیش از این امتحانش را پس نداده بود، آنقدرها کمنظیر نبودهاند. کمتر کسی تصور آن را داشت که نیروی دریایی اوکراین شاهکاری بینظیر بیافریند.
با همه اینها این نیرو شمار قابل توجهی از ناوهای جنگی روسی را غرق کرد. پهپادهای اوکراین بمبافکنهای روسیه را در میدانهای جنگ در دونباس سرنگون کردند. کییف سراغ چاپ سهبعدی برای ساخت قطعات پهپاد رفت و در نتیجه آن بیش از سه میلیون پهپاد ساخت. حالا حتی اگر پوتین از روسها بخواهد برای غلبه بر مقاومت اوکراین به جنگ میهنی با نازیها رجوع کنند، حالا دیگر چندان موفقیتی کسب نخواهد کرد.
این جنگ حتی بیش از مقابله با آلمانیها طول کشیده و همین موضوع برای پوتین که خود را همرده با درخشانترین فرماندهان جنگی روسیه میداند، دردناک است. بسیاری از منتقدان سیاست ترامپ در مقابل جنگ اوکراین معتقدند او کماکان در پی ساختن پول از یک درگیری خونبار انسانی است. رئیسجمهور ایالات متحده در این مسیر از سرزنش قربانی تا وادارکردن کییف به پذیرش خواستههای مسکو ابایی ندارد. او مانند پوتین شیفته رؤیای روزهای خوش گذشته است و هیچکدام از آنها از جنگی که بتواند عظمت را به کشورهایشان برگرداند، رویگردان نیستند.
ترامپ در ادامه همین سیاستها و ایدهها، متحدان اروپایی را هم دور زده است، تا جایی که بسیاری از آنها احساس میکنند که مورد خیانت قرار گرفته و از پشت سر چاقو خوردهاند. اروپای امروز، از حبابی که پس از جنگ بوسنی در آن گیر افتاده بود خارج و بهخوبی متوجه شده اتحاد با واشنگتن تا چه اندازه میتواند ناپایدار باشد و امنیت آنها تا چه اندازه با حضور روسیه، که از نظر ژئوپلیتیک در طول تاریخ به طور مداوم احساس ناامنی داشته، در خطر است. آن گروه از ناظرانی که برای دونالد ترامپ شمشیر را از رو بستهاند، معتقدند این فقط خود اروپاست که میتواند تکلیف خود را با مسکو روشن و راه خود را از ایالات متحده جدا کند.
این ایده البته مخالفانی جدی دارد: کسانی که میگویند اتحاد دو سوی آتلانتیک، هرچند امروز در سختترین وضعیت خود قرار گرفته است اما پایانناپذیر بوده و نظم پیشین بر آن با خروج دونالد ترامپ از کاخ سفید به وضعیت قبلی برخواهد گشت.
سرنوشت نامشخص است
بیش از یک سال از زمانی که دونالد ترامپ رئیسجمهور ایالات متحده گفت به محض برگزاری مراسم تحلیف میتواند جنگ میان مسکو و کییف را متوقف کند گذشته و او تا امروز موفقیت خاصی به دست نیاورده است. ترامپ دل در گرو پوتین دارد و از اینکه بتواند با او معامله سیاسی داشته باشد استقبال میکند؛ اما رئیسجمهور ایالات متحده نسبت به زلنسکی محتاط است. در حالی که جو بایدن بین سالهای ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۴ از اوکراین حمایت قابل توجهی کرد، موضع دولت ترامپ در بهترین حالت خنثی و بیاثر بوده و ترامپ بارها، حتی بدون اینکه به ریشههای تاریخی درگیری اشاره کند، اوکراین را به آغازکردن جنگ متهم کرده است.
کمکهای مالی و نظامی به اوکراین تا حدود زیادی متوقف شده و فقط حمایتهای اطلاعاتی ادامه دارد. تلاشهای آمریکا برای پایاندادن به جنگ در دو مسیر پیش رفته است: یک مسیر دوجانبه آمریکا-روسیه که به دنبال بهبود روابط دوجانبه و بهسرانجامرساندن توافقهای تجاری است و مسیر دیگر، سهجانبه و میان آمریکا و روسیه و اوکراین است.
اروپا تا حد زیادی، با وجود اینکه اکنون بخش عمده کمکهای مالی و نظامی از جمله خرید سلاحهای آمریکایی به نیابت از کییف را بر عهده دارد، از مسیر کنار گذاشته شده است. ترامپ بهجای اعزام دیپلماتهای باتجربهای که روسیه و پوتین را میشناسند و به نقطهضعفهای هر دو طرف آگاه هستند، دوست و میلیاردر همکارش در حوزه املاک، یعنی استیو ویتکاف را به مذاکرات فرستاده است. او در نقش فرستاده ویژه شش بار به روسیه سفر کرده اما هنوز به اوکراین نرفته است. ذهن ویتکاف محور اصلی اختلاف را مسئله املاک و سرزمین میداند.
او معتقد است اوکراین فقط باید بخشهایی از منطقه دونباس را که روسیه از سال ۲۰۱۴ در پی تصرف آن بوده واگذار کند. اما پوتین در نوشتهها و سخنرانیهایش تقریبا در ابراز علایق و خواستههای خود شفاف است و پنهان نمیکند که هدفش از ابتدا تحت سلطه درآوردن اوکراین و نصب یک حکومت همسو با روسیه بوده، چراکه او اساسا حق موجودیت مستقل برای اوکراین قائل نیست. برای پوتین، مسئله سرزمینی دونباس موضوعی فرعی است که ظاهرا ابزار خوبی برای مشغول نگهداشتن ترامپ و ویتکاف به حساب میآید. جنگ برای کرملین در حال تبدیلشدن به موضوعی اساسیتر از گذشته است.
هرچند ترامپ میخواهد اینطور جلوه دهد که دو طرف فاصله زیادی با صلح ندارند، اما اقتصاد روسیه حول تولیدات زمان جنگ بازسازی شده و مشروعیت سیاسی پوتین بیش از پیش به تواناییاش در تحقق اهداف اعلامشده جنگ وابسته است. یک اوکراین قوی و مستقل با راهبرد بلندمدت روسیه سازگار نیست. اوکراینی که در حال بازسازی، ادغام در اتحادیه اروپا و همسو با ناتو باشد، به یکی از ارکان اصلی امنیت اروپا بدل خواهد شد. برای مسکو، چنین نتیجهای پذیرفتنی نیست. پایاندادن به جنگ بدون دستیابی به اهداف راهبردی، شخص پوتین و حیثیت سیاسی او را تهدید میکند.
جنگ همواره شما را غافلگیر میکند
تصورات رایج درباره ناتوانی اوکراین در قبال روسها، بهسرعت جای خود را به حیرت داد. اما نگاهی به تاریخ جنگها نشان میدهد این بیثباتترین فعالیت انسانی، هرگز طبق پیشبینی پیش نمیرود. نمونهها برای اثبات این امر فراوان هستند. جنگ داخلی آمریکا که به اعتقاد بسیاری نهایتا چند ماه طول میکشید، به یک درگیری تمامعیار چهارساله انجامید و کمتر کسی فکر میکرد جنگ جهانی اول بیش از کریسمس ۱۹۱۵ طول بکشد.
جنگهای ویتنام و عراق هم گزینههای دیگری هستند تا به یاد ما بیاورند آنچه در میدان جنگ رخ میدهد تا چه اندازه غریب و غیرقابل پیشبینی است. پیشرفت فناوری درمورد جنگ میان اوکراین و روسیه باعث شد میان پیشبینیها تا واقعیات درهای عمیق از تفاوت دیده شود. حتی اگر روسیه همین امروز پیروز میدان جنگ با کییف باشد، از منظر هزینههای نظامی و انسانی متحمل شکستی قابل توجه شده است.